أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
699
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
( 12 ) . نسخهء الف : هو نفسه كهن الحمار ، نسخهء فارسى : و صورت او بفرج خر مشابهت تمام دارد . ( 13 ) . الكماة ، نك . شمارهء 919 . در پى آن ، تكرار نقل از ابو حنيفه است : « او گفته است : ريشهء طرثوث [ تلخ ] است ؛ آنچه به عنوان دارو براى ما مىآورند ، طرثوث خشكشده است ؛ اما آن را در زمان خود به مدينه مىبرند و يك حمل را به صد درهم مىفروشند . آن را پوست مىكنند و مىخورند . نيز آن را مىپزند و آن بسيار خوشمزه است . بر سر طرثوث كاسبرگ وجود دارد كه « نكعة » ناميده مىشود و آن بسيار شبيه گلآذين بستانافروز است » . ( 14 ) . ليس به ، بايد خواند يبس به . * ( 15 ) . تكرار نقل از ابو حنيفه كه در بالا آمده است . ( 16 ) . دربارهء سوزاندن ( يعنى تكليس ) پوسته تخممرغ ، نك . كريموف ، سر الاسرار ، 94 . ( 17 ) . نصف وزنه ، ابن سينا ، 305 : « يك ششم » . 666 . طرنجبين 1 آن را طلنگبين 2 [ نيز ] مىنامند ، به سريانى دبشاد طلا 3 و دبشابزا 4 است . بهترين [ طرنجبين ] - تازه ، سفيد و بلورى 5 است . ( 1 ) . نوشتار ديگر : ترنجبين ، نك . شمارهء 210 . ( 2 ) . طلنكبين ، در حاشيهء نسخهء الف : يعنى انكبين الطل « يعنى عسل شبنم » . ( 3 ) . نسخهء الف : دشباد طلا ، بايد خواند دبشاد طلّا ( نسخهء پ ) . ( 4 ) . دبشابزا . ( 5 ) . الطبرزد . 667 . طرفاء 1 به هندى برواه 2 [ ناميده مىشود ] . اين « اثل » است ، اما اثل بزرگتر از آن است و چوبش بهتر است و از آن قدح مىتراشند . ( 1 ) . Tamarix Gallica L . ؛ سراپيون ، 493 ؛ ابو منصور ، 387 ؛ ابن سينا ، 304 ؛ عيسى ، 3 177 ؛ Lane ، 1844 . اين عنوان در حاشيهء نسخهء الف نوشته شده و در نسخههاى ب و پ حذف شده است . ( 2 ) . برواه ، نك . شمارهء 15 ، يادداشت 3 . 668 . طرخون 1 جالينوس هوبلوس 2 [ مىنامد ] ، به بلخى غرمانوش 3 [ ناميده مىشود ] .